الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

33

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) 4 - ابو بكر مخزومى « ابو بكر بن عبد الرحمن مخزومى » « 1 » به سوى امام شتافت و به آن حضرت گفت : « خويشاوندى مرا به دلسوزى براى تو وامىدارد و نمىدانم كه من در نصيحت چگونه‌ام ؟ پدرت شجاعت‌تر بود و مردم به او اميدوارتر و از او حرف شنوتر و بر او فراهم‌تر بودند . او به سوى معاويه حركت كرد در حالى كه مردم جز اهل شام ، همراه وى بودند و او از معاويه گرامىتر بود ، اما او را واگذاشتند و به طمع دنيا ، همراهى او را رها كردند و جرعه‌هاى خشم به وى چشاندند و با وى مخالفت كردند تا رسيد به آنچه رسيد از كرامت و رضوان خدا . . . سپس با برادرت عمل كردند آنچه را عمل كردند و تو همهء آن را مشاهده كردى و ديدى . ( 2 ) اينك تو به سوى كسانى كه بر پدر و برادرت تعدّى كردند مىروى تا با آنها به جنگ اهل شام و اهل عراق درآيى ، به جنگ كسى مىروى كه از تو آماده‌تر و قوىتر است و مردم از وى ترسان‌ترند و به او اميدوارتر ، اگر خبر حركت تو به آنها برسد ، مردم را با اموال به طمع مىكشانند كه آنان بردگان دنيا هستند ، آنگاه آنان كه به تو وعدهء يارى داده‌اند ، با تو خواهند جنگيد و تو را وامىگذارد كسى كه تو در نزد وى از آنكه يارىاش مىكند ، محبوبتر هستى ، پس در دل ، خدا را ياد كن . . . » . امام از نصيحت و عواطف وى سپاسگزارى كرد و او را آگاه كرد كه بر عزمش مصمّم است » .

--> ( 1 ) « ابو بكر بن عبد الرحمن بن حارث مخزومى قرشى » ، يكى از فقهاى سبعه است كه در خلافت عمر به دنيا آمد و به سبب كثرت نمازش ، به او « راهب قريش » مىگفتند . وى نابينا و از بزرگان قريش بود و در سال 95 هجرى درگذشت ( تهذيب التهذيب 12 / 30 ) .